بدون عنوان
عزیزدلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.پاره تنم
کجایی؟
شب هاست که لالایی شبانه زمزمه می کنم نامت را
کجایی؟
طوفان حوادث جدایم کردم از ریشه سبز تو
کجایی؟
دیوار بوی عطر نوزادیت را از خانه من ربود
کجایی؟
اشک هایم خوراک تشک ها و بالشتها شد
کجایی؟
هفت سرزمین عشق را گشته ام و به جز بذر مرگ هیچ نیافته ام
دنیا بدون تو خیالی رنگارنگ است
حقیقت در پی ات تا ابد می گردم ...............
خیلی دلم گرفته .............
یه دوست خیلی خوب دارم که اسمش هدی است یادته خاله هدی که قرار بود داداش کسری برات بیاره الان اسمشو گذاشته داداش سام .
اون مامان و پسر دلشون برای من م یسوزه که مخن یه موقع یاد تو نیفتم
خاله هدی دادش سام و از من مخفی می کنه وقتی داداش سام با خاله هدی میان خونه عمو علی طبقه بالای ما داداش سام که گریه میکنه با یه دستمال جلو دهنشو میگیره بهش می گه عزیزم گریه نکن خاله صداتو میشنوه که من صدای گریه اشو نشنوم و یادتو نیفتم .
خیلی دلم برات تنگ شده اما چکار کنم که جز صبر راهی ندارم ...........
من احساس حقارت میکنم
نمی دونی این روزا برام چقدر سخت میکذره ............
خیلیی دوستت دارم پسرم عزیزم ......
صدای قلبتو تو گوشیم ضبط کرده بودم الان که شنیدمش دنیا رو سرم خراب شد .....
حرکاتت تو شکممو که نگاه م یکنم یادت منو روانی می کنه ...........
خدا مگه من از این دنیا چی خواستم..............
اما بازم صبر میکنم ...............
و میگم شکرت............


بدون عنوان
