معبودا
روزی که به دنیا آمدم به من آموختن که دوست بداروحال که دوست می دارم به من می گویند که فراموشش کنم ......
روزی که بدنیا آمدم به من یادآوری کردن که تو روزی مادر می شوی و مهدخوبی ها در دامان توست........
روزی که الفبای عشق مادری را همچون باران بهاری بر قلب من باریدی دیگر با تمام وجود دیوانه وار فرزندم را دوست می دارم وحال می گویند که فراموشت کنم ....
حال که وجودم را با پاره تنم آمیخته ام و فکر وذهنم را بهفرزندم بخشیده ام ،می گویند او را فراموش کنم ......
حال که غروب غم هایت را و طلوع شادی هایت را به ارمغان آورده ام می گویند که فراموشت کنم ......
ولی من می گویم که تورا با تمام وجود ،با تمام هستی دوستت دارم و فراموشت نخواهم کرد .......
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


معبودا
