هرقدر هم که محکم باشی
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی
یـــک لبخنـــــد
یـــک نگــــــــاه
یـک عطر آشنـا
یــک صــــــــدا
یــک یـــــــــــاد
یک دلتنگی
یه جای خالی
دیدن کشاب خالیش
دیدن وبلاگ پر تز عشق و انتظارش
دیدن فیلم های بارداری
دیدن تمومی تدارکات واسه اومدنش
دیدن شیری که ای وای داره خشک میشه
دیدن جای بخیه به اندازه یه سرخوشکلش
دیدن ویدئوهاش
دیدن اشک همسرت
....................................
همه و همه
از درون داغونـــت می کــــند
و تو تاریک یخودتو گم می کنی
فقط میتونم بگم
خدا من راضیم به رضایت
فرشته کوچولو من
حالت خوبه
گرسنه نیستی؟
جات تمییزه؟
باهات بازی می کنن؟
یادت نره مامان دلش خیلی برات تنگ شده
بابا مهدی خیلی داره اذیت میشه
بیا تو خواب بابایی و آرومش کن
طاهای من امیدم هر روزم شده بیام به اتاقک تنهاییم سر بزنم
و گریه کنم تا قبل از اومدن بابا بتونم صبور تر رفتار کنم
حداقل من برای او سنگ صبور باشم
که هیچ وقت تو این زمینه نتونستم چون من هنوز غافلگیرم از رفتنت


هرقدر هم که محکم باشی
