محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

دردونه..یک عاشقانه آرام دگر

دستای پر نیازمو ببین

1392/12/26 18:40
نویسنده : مامان بی تاب
488 بازدید
اشتراک گذاری

وای خدا چقدر برامون سخته وسایل طاهاعزیز دلموبادستای خودم جمع کردم گذاشتم تو کارتن و بردم خونه بابام

خدا تو خودت دیدی من و مهدی چقدر آتیش گرفتیم و گریه کردیم

خدایا خدااااااااااااااااا چرا مارو نمی بینی

من دارم میمیرم 

وسایلای پچه امو جمع کردم و بردم خونه بابام داشتم ذوب می شدم

نمی تونستم تو چشمای کسی نگاه کنم

اییییییییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااا

تو با من چه کردی؟

من این دلتنگیمو کجا ببرم

وقتی داشتم اون وسایل هایی که دونه دونه با یه دنیا ذوق خریده بودمو جمع م یکردم قول داده بودم گریه نکنم داشتم از سرتا پا گور می گرفتم تموم بدنم داغ شده بود و بغض نهفته داشتم

خدایا بسه دیگه

خدایا این چه زجری بود 10ماه و 13روزو 16ساعته داری منو امتحون می کنی

من کوچیکم اذیتم نکن

خدایا دلم براش خیلی تنگ شده

برای یه بار شده بیارش تو خوابم

میخوام ببینمش

شبانه روز دارم گریه می کنم چون بی تابشم هنوز باور ندارم اونو ازم جداکردی

خدایا خودت دادی خودت بردیش اما چرا به ما آرامش نمی دی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

زینب (مامان امیر عباس)
6 مهر 91 23:48
سلام خوبی ؟ نمیدونم چی شده اما خوشحالم که آرومی ... برای منم دعا کن


نه زینب جان لحظه ایی ارومم دوباره یادش می افتم خدارو شکر اطرافیانم عاقلن خداروصدهزارمرتبه شکرمیکنم و ماشالله میگم که شوهرم و خانوادهاش و خانواده ام و خواهرم و مامانم و دختر خاله ام لحظه به لحظه با منن شکر