محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

دردونه..یک عاشقانه آرام دگر

سلام خداجونم

1392/12/26 18:40
نویسنده : مامان بی تاب
1,534 بازدید
اشتراک گذاری
خدا جانم سلام !

ای خدا ! ای مهربان ترین مهربانانم !

ای خدا ! ای تنها مهربان و یکتا بخشنده‌ام !

به خدا که دوستت دارم خدا !

ای خدای رحمن و رحیم !

ای که عاشق تمام نام های تو ام!

یا لطیفِ جبار و یا عزیزِ قهار!

خدا جانم ! به کدام نام بخوانمت که بیشتر دوستم داشته باشی؟

خدایا دوست داری به چه نامی بخوانمت؟

ای که بهترین نام‌ها از توست!

و ای که نکوترین نام‌ها توراست!

ای نکونام ترینم!

به کدام نام نکویت بخوانم که خیره نگاهم کنی؟

چگونه باشم که دلخواه تو باشم ای دلخواهترین؟

الله جانم دوست داری چگونه صدایت کنم و چگونه بخوانمت؟

خدا ! چگونه گوش کنمت و بشنومت و بنیوشمت؟

خدا ! چگونه ببینمت و نگاهت کنم و مشاهده ات کنم و دیدارت کنم؟

خدا ! چگونه حست کنم و لمست کنم و در آغوشت گیرم؟

خدا ! چگونه بخورم بنوشم و بیاشاممت خدا؟

چگونه ببویم و استشمامت کنم؟

خدا ! چگونه‌ات باشم خدا؟

به خدا که دوست دارم از بنده‌ات راضی باشی خدا !

یا سریع الرضا !

ای رضا ترین و راضی ترین !

خدایا به کدامین نامت بخوانم که دوست‌ترم بداری؟

خدایا تو را به عظیم‌ترین نام هایت و به اسم اعظم ات می خوانم !

خدایا تو را به آن نام هایی که مقربینت و اولیائت می خوانند می خوانم !

خدا جان تو را به اسمایی که پیامبران و رسولان و امامانت می خوانند می خوانم !

خدا جانم تو را به نامی که خودت خود را بدان می خوانی می خوانم !

و خدا جانم بدان نام قسمت می دهم و استدعا می کنم

 که بود و نبود مرا در خودت محو کنی !

خدا جانم خود فرموده‌ای که : «ادعونی استجب لکم» !

خود خواندی‌ام و خواستی که این چنین بخوانمت و این چنین بخواهمت

خدای خوبم من راضیم به رضاو حکمت تو

خدای خوبم من همون دانش آموز کلاس آول دبستانی ام که هر چی مامان و بابا می گفتن و گوش نمی کردم می گفتم نه خانم معلممون گفتن حالا من بزرگ شدم و میگم معلمم و معبودم تویی و اگه بد خطم و مشق شبمو یادم رفته بنویسم

ای به چشم من از سر خط می نویسم فقط منو نفرست نیمکت آخر

من امشب دفتر مشقمو به نحو احسنت پر می کنم

خدا یخوبم یادت نره برام برچسب آفرین بزنی

دوتا فرشته کوچولو کنارم دفترم به یادگار از بزرگی و عظمتت برام بزار

تا برای همیشه اون دفترمشقمو تو صندوقچه قلبم حفظ کنم

تا با دیدنش قدرتت و بزرگیتو از یاد نبرم نبریم

خدای عزیزم

من تو را میخوانم که بهترینها هستی

پس به بهترینهایم بهترینها را عطاکن . . .

ارامش را در نیایشت به من عطا کن

خدای خوبم طاهای من تو دستای تو دیدن چه دنیایی داره

طاهای من

عزیز دلم ازت ممنونم

ممنون تو صدای منو به خدا رسوندی  خدا صدای من و شنید و به من آ رامش داده

تو همیشهبا منی اما بی نیاز از نیازای دنیایی

همیشه کنارم باش

طاهای من

من بوتو حس کردم

من تو رو کنارم دیدم اما

فدات بشم

من تو رو بوییدم

من حست می کنم

با من باش

طاهای من ستایش معبودمونو فراموش نکن



 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

علامه کوچولو
5 مهر 91 16:30
سلام عزیزم امشب شب بزرگی برات دعا میکنم فردا هم راهی مشهدم توهم منو . آقایی و کوچولومو فراموش نکن
پیشاپیش عیدت مبارک


محتاجیم به دعا الهی زنده باشید ازش بخواه منم بطلبه
کوچولو تو ه ببوس
مامان يزدان
6 مهر 91 10:29
محكم باش عزيزم.خدا بزرگه
مامان محمد معین
6 مهر 91 12:15
عزیزم میلاد امام رضا رو بهت تبریک میگم, امیدوارم تو این روزها دلت شاد باشه دنیا و هر چه در آن هست روزی به پایان میرسد و تنها خداست که می ماند, ما این غم رو بارها و بارها در خانوادمون حس کردیم, اما باز هم شکر میکنیم و راضی هستیم به رضای خدا ....