محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)محمدطاهای ما(جوجه طلایی ما)، تا این لحظه: 13 سال و 4 روز سن داره

دردونه..یک عاشقانه آرام دگر

19قدر(روزفرشته شدن طاهای من)

1392/12/26 18:37
نویسنده : مامان بی تاب
1,093 بازدید
اشتراک گذاری

برای پاره تنم (9ماه در حسرت  بوسیدنت و بغل کردنت روزای سختو تحمل کردم غافل از اینکه یه عمرحسرت دیدنتو خدا به دلم گذاشت یه عمر حسادت به اون لبی که تو رو بوسید اما من که 9ماه انتظارتو کشیدم منتظر بودم گرمای تنتو حس کنم اما غافل از اینکه لیاقت نداشتم پیشونی سردو بی جون تو حتی برای

یه ثانیه ببوسم .آخه ای خدا چی بگم که دارم آتیشم میگیرم حسرت اون دستایی رو میخورم که طاهای منو بغل کرد و رفته تحویل داده ا یخدا من 9ماه حملش کردم اما تن بی جونو ضعیفشو گذاشتی تو دستایی یکی دیگه که بره تحویل بده   اخه فداش بشم اخی قربونش بشم اخی من فداش بشم مامانت بمیره برات بمیرم برای تن بی جونت که من و بابا برای 100گرم 100گرم وزنت از دل و جون تلاش کردیم حیف که خاک لیاقت تو رو داشت و من نداشتم

 اخه ای خدا من چرا بی لیاقتم حالا که نام مادرو ازم گرفتی  و من بی لیاقت  .......  اما چرا من باید به اون چشایی که اونو دیدن و من ندیدم حسادت کنم تا یه عمر به علی حسودی می کنم که اون پیشونی بی جون و سرد عزیز دلم بوسیده اون دستای مهران که یه طفل بی حرکت  بی جون و سردو و بغل کرده یادش بخیر مهرانی که میگفنت ناخن هاشو کوتاه میکنه حالا تن بی جون پسرمو داره بلند میکنه ای خدا اون ثمره عشقم بود  به اون چشای سحر که طاهای منو دیده و من در حسرت یه بو کردنش موندم .

ای خدا من چی دارم بگم کفر بگم یا ناشکری کنم یا سرمو بزنم به دیوار اخه ای خدا دارم خفه می شم .

من حاضرم بهم بگید اون کجاست فقط برم بوش کنم همه نامردن همه پستن من عزیز دلم تک و تنها الان کجا افتاده جسمش کجاست .

ای خدا من میخوام برم برم بالای سرش حتی زیرخرواری از خاک باشه بوشو من حس میکنم .حداقل جاشو بهم بگو کجاست

چرا این همه ظالمید همه  خودخواه .

من ازخودت میخوام که به من محمدطاها بدی باید بهم بدی

خسته شدم از خنده های دروغی از اینکه مراعات کنم من بغضمو تا کی مخفی کنم تا کی برم تو دستشویی واسه عزیزم گریه کنم من لیاقتم همین بود تو رحیم و مهربونی من نشونی که از خدای خودم داشتم این نبود       خدای من چرا؟

آخه چرا سهم من و مهدی این بود؟

من نمیدونم من یه محمدطاها می خوام ای خدا از تو نخوام از کی بخوام ازت میخوام یه محمدطاهای صحیح و سالم بهم بدی

کاشکی میشد برگردیم عقب و من به اون فرشته ایی که شب قدر برای طاهای من بجای تولد نوشت فوت .التماسش کنم  قلمشو عوض کنه اخه اولین و کوچولوترین فرشته نیومده رو برد .آخه این چه حکتی داشن روز قدر بردیش تو آسمون .آخه خدا تو هر چی که بخوای داری تو مالک همه چیزی چرا اینو از من گرفتی ؟.طاهای من اسمش اول لیست بود.

ای خدا نمی دونم چی بگم دوستم داشتی که دردی مث فاطمه زهرا بهم دادی یا پسرم مشکل جسمی داشت ........جواب چراااااااااااااااااااهامو بده ؟مگه نمیشنوی؟

 

 

دو تا چشمام همه جا دنبال تو میگرده

 با نبودنت دلم با غصه ها سر کرده

شب وروز من همه جا در پی تو گشتم

طاهای من کجایی که کشاب هات خالیه

نه خودت هستی نه لباس هات ...............

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان امير علي
8 مهر 91 0:37
سلام عزيزم . باورت ميشه وقتي خوندم نوشته شما رو ياد خودم افتادم و ياد اون روزا افتادم . من اين تجربه شما رو دو بار داشتم ميدونم خيلي سخته . ولي اميدتون بخدا بيشتر كنيد و راضي باشيد به رضاي خدا . ميدونيد من سومين بچه ام كه خدا برام حفظش كرده الان دو ساله اس و خوشحال ميشيم به ما سر بزنيد
فریبا
18 آذر 91 21:07
فهمیدم که چرا فرشتت نیست.چی شد که اینجوری شد؟چه اتفاقی افتاد؟