اناالله و انا الیه راجعون
سلام گلم خوبی

بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟
صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟
آن زمان که خط خطی های بیقراری ام را با مهر و محبّتت پاک میکردی و با صبر و بردباری کلمه به کلمه ی زندگی را به من دیکته میگفتی خوب به خاطرم مانده است.
و من باز فراموش میکردم محبت تشدید دارد.
در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی.
آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط،
امید را هرگز از یاد نبرم.
اگه یه هفته است که اصلا نیومدم به دفترچه خاطراتت سربزنم بخاطر این بود که ننه یعنی مامان مامان جون
هفته پیش فوت کردوهمه از این اتفاق ناگهانی ناراحت بودن.
خدابیامرزتش.
همش به من گیرمیداد باردارشو بچه اتو ببینم و اما...............
می خوام یه عکس ازش تو دفترچه خاطراتت بزارم که هیچ وقت از یادمون نره .........

خدابیامرزتت (فاتحه یادتون نره) یادش بخیر چقدرسربه سرمون می زاشتی .حالا که رفتی فهمیدیم چه جواهری بودی بارفتنت خیلی ها بی پدر و مادر شدن مخصوصا بچه هات و همسایه هات .
بخاطر پسری که تو شکممه هیچ وقت رفتنتو ندیدم و نتونستم باهات خدافظی کنم حلالمون کن (فاتحه یادتون نره)
الان که به اطرافم نگاه میکنم م یبینم من چقدر از تو هدیه دارم هر بار بادیدنش برات فاتحه میفرستم شاید قبلا یه جور دیگه برام عزیز بوده اما الان با ارزش ترین هدیه است برام
اون دختر فضوله تو بغلش هم آیداجگره
بگذریم ....
رفتم دکتر و سونو و نوارقلبتو گرفتیم همه چیز طبیعی بود و هفته 35بودیم و تاریخ زایمان طبیعی داد برای
3شهریور .
سرکوچولوت هم چرخیده ...........
بوس تا سرفرصت............


اناالله و انا الیه راجعون
